چارچوب معنی انگلیسی carcass case frame skeleton stock واژههای انگلیسی با این معنی hake چارچوب door frame چارچوب در door-case چارچوب در door-frame چارچوب در saw gate چارچوب اره grating چارچوب آهني، شبکه، پنجره chassis frame چارچوب شاسي door set در با چارچوب crane frame چارچوب جرثقيل machine frame چارچوب دستگاه plan frame چارچوب برنامه stull چارچوب حفاظي (درکان)، اشغال دان hurdler سازنده چارچوب هاي جگني، سدساز، کسيکه در اسب دواني از روي موانع مي پرد go cart چارچوب غلتک داري که کودکان دست بدان، گرفته راه رفتن مياموزند، روروک stillage چارچوب يا چارپايه اي که چيزيرا روي ان، مي گذارند تا ابش کشيده شود go-cart چارچوب غلتکدارکه کودکان دست خودرابدان، گرفته راه رفتن مياموزن walking chair چارچوب غلتک دار که کودکان دست خود را بدان، گرفته راه رفتن مي آموزند hurdle سبد ترکه اي، چارچوب جگني، پرچيني که از بيد يا جگن بسازند cradle گهواره، مهد، چارچوب