چاپلوسی کردن معنی انگلیسی curry butter fawn court flatter toady واژههای انگلیسی با این معنی flatter چاپلوسي کردن، ريشخندکردن، اغفال کردن blandishing چاپلوسي کردن، ريشخندکردن، اغفال کردن coax ريشخند کردن، چاپلوسي کردن، باريشخند کاري راکردن sweet talk ريشخند کردن، چاپلوسي کردن، تملق گفتن. soft soap چاپلوسي، چاپلوسي کردن، تملق. fleech ريشخند کردن، چاپلوسي کردن. blandish ريشخندکردن، نوازش کردن، چاپلوسي کردن soothe آرام کردن، تسکين دادن، دل (کسيرا) بدست آوردن wheedle ريشخند کردن، گول زدن، خر کردن incense بخور، چاپلوسي، تملق cajole ريشخند کردن، گول زدن، تملق گفتن