دیکشنری فارسی

coax

UKkoukst USkəuks

معنی فارسی

ريشخند کردن چاپلوسي کردن باريشخند کاري راکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/kōks/vt., vi.

ریشخند کردن، (با چرب زبانی به کاری) واداشتن، شیره مالی کردن

coaxing

لاوه، شیره مالی

he tried to coax the child into taking his medicine

او کوشید با چرب زبانی بچه را وادار به خوردن دارو بکند.

(با چرب زبانی) در کشیدن، به دست آوردن

they coaxed the secret out of him

با چرب زبانی راز را از زیر زبان او بیرون کشیدند.

(با ور رفتن و دستکاری ماشین و غیره را) به کار انداختن

this lock will not open without coaxing

این قفل بدون دستکاری و دقت باز نمی‌شود.

ریشه و کاربرد

Verb

Gently and persistently persuade (someone) to do something.

ریشه

From the Old French word 'coaxer', meaning 'to wheedle'.

مثال

  • She managed to coax him into attending the party.
  • The teacher coaxed the shy student to participate in the class discussion.
  • He tried to coax the dog out from under the bed.

ترکیب‌های رایج

Coax someone into Coax someone out of Coax someone to Coax someone with

مترادف‌ها

verb active
Wheedle, cajole, flatter, cog, persuade by fondling, prevail upon by flattery.

واژه‌های دیگر با معنی «ريشخند کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن