چرخاندن معنی انگلیسی heave roll screw skew spin turn twirl wheel whirl whiz whizz wind واژههای انگلیسی با این معنی slue چرخاندن، گرداندن، پيچ دادن sluesslew چرخاندن، گرداندن، پيچ دادن whirl چرخاندن، چرخ دادن، پر دادن slew چرخاندن، گرداندن، پيچ دادن death spiral حرکت چرخاندن يار (اسکيت) island pullout مانور چرخاندن تخته موج براي ردکردن موج overstand بيش از حد ماندن قايق در يک مسير بجاي، چرخاندن layover ايست موقت، توقف کوتاه ميان راه، چرخش روي يک پا و چرخاندن بدن (اسکيت) swirl پيچيدن، چرخ زدن، پيچاندن twirl چرخش، گردش، دور