چرخنده معنی انگلیسی circular gyro- gyrator واژههای انگلیسی با این معنی gyrator چرخنده . whirler چرخنده . roller door در چرخنده، در گردنده smokejack دستگاه چرخنده gyratory traffic آمد و شد چرخنده، شد آمد چرخشي warping head استوانه چرخنده بکسل لنگر rollman کارگر روي ماشين غلتک دار يا چرخنده . rotaries گردنده، چرخنده، چرخش دار rotary گردنده، چرخنده، چرخش دار swivelgun توپ محور گرد، توپ چرخنده turnspit اسبابي که سيخ کباب را روي اتش ميچرخاند.، سگ آموخته، چرخنده waggly فرفره وار، تلو تلو خور، چرخنده . rotisserie مغازه خوراک پزي، چرخ دوار جهت کباب کردن مرغ.، دستگاه چرخنده اي که با آن مرغ يا گوشت را revolving راجعه، رجعي، گردنده