چرخیدن معنی انگلیسی circle circulate compass eddy gyrate reel revolve rotate round swirl turn wheel واژههای انگلیسی با این معنی rotate چرخيدن، برسه خود گرديدن، برمحورخودگشتن circumrotate چرخيدن، دور زدن، دور گشتن sit spin چرخيدن روي يک اسکيت change spin چرخيدن با تغيير پا (اسکيت) free spool چرخيدن آزاد قرقره ماهيگيري birl فرفره وار چرخيدن و صدا کردن، ور ور کردن، روي الوار شناور راه رفتن يا ايستادن shoulder roll چرخيدن روي شانه ها (ژيمناستيک) null cycle زمان مورد نياز براي چرخيدن درون يک، برنامه کامل بدون تعريف داده هاي جديد، چرخه تهي jackson haines spin چرخيدن روي يک پا در حالت نشسته (اسکت) spinner play حمله يک نفره با دريافت توپ و چرخيدن يک، دايره کامل chest roll چرخيدن ژيمناست از حالت ايستاده بروي سينه change of edge تغيير حرکت از يک لبه تيغه به لبه ديگر، بدون چرخيدن بدن (اسکيت) ease turn سرعت چرخش فرود، چرخيدن يا دور زدن هواپيما براي فرود swing تاب خوردن، جنبيدن، چرخيدن roll up جمع کردن، اندوختن، چرخيدن. birr تند باد، عجله وسرعت، صداي چرخيدن. slue چرخاندن، گرداندن، پيچ دادن sluesslew چرخاندن، گرداندن، پيچ دادن slew چرخاندن، گرداندن، پيچ دادن wester باد غربي، باد مغرب، طوفان غربي twirl چرخش، گردش، دور