چروکیده معنی انگلیسی crinkly sere wizened واژههای انگلیسی با این معنی wizened چروکيده، پرچين و چروک، ورچلسکيده dried up چروکيده، خشکيده، پلاسيده . crimple چروکيده کردن، مچاله کردن، چيندار کردن scarious داراي ظاهر خشک وپلاسيده، چروکيده، خشک crepey چروکدار، چروکيده، چروک خورده bullate تاول زده، تاول دار، داراي ظاهر تاول زده يا چروکيده crimpy منقبض، چروک دار، پيچيده . sunbaked افتاب پخته، در افتاب خشک شده، حرارت افتاب ديده .