چرکین معنی انگلیسی black dirty filthy grimy purulent smudgy splotchy spotted unkempt واژههای انگلیسی با این معنی smudgy چرکين، پوشيده از کثافت يا گل و غيره، لک دار imposthume دمل چرکين impostume دمل چرکين befoul چرکين کردن، کثيف کردن، الوده کردن pyuria پيشاب چرکين، وجود چرک در پيشاب contaminate آلودن - آلوده کردن - چرکين کردن - فاسد کردن contaminator آلودن - آلوده کردن - چرکين کردن - فاسد کردن filthy پليد، چرکين، الوده dirtied چرک، چرکين، پست dirtier چرک، چرکين، پست dirties چرک، چرکين، پست dirtiest چرک، چرکين، پست dirty چرک، چرکين، پست obsceneness چرک، چرکين، پست daglock پشم آلوده به سرگين، پشم چرکين pyaemia ورودچرک در خون، خون چرکين