چماق معنی انگلیسی bat billy bludgeon club cudgel Mace shillalah shillelagh staff stave واژههای انگلیسی با این معنی quarterstaff چماق، گرز، واحد يموت. bludgeon چماق، چوب سرکلفت، چماق زدن cudgel چماق، چوب، کتک club چماق، گوپال، گرز caducei چماق قاصدي، عصاي چاووش، نشانه علم پزشکي caduceus چماق قاصدي، عصاي چاووش، نشانه علم پزشکي shillalah چوب، چماق shillelagh چوب، چماق knobkerrie طوپوز (ترکي)، چماق سرگرد waddy گاو چران، : چماق بوميان استراليا.، با چوب دستي زدن truncheon چوب پاسبان، عصا، چماق کوتاه blackjack ظرف آبجو خوري (که از چرم است)، رجوع شود به black flag، چماق پوشيده از چرم sandbag کيسه ي شن، کيسه ي باريک که از شن پر ميکنند و مانند، چماق براي حمله بکارميبرند kevel لايه، ميخ چوبي (درکشتي)، چوب cosh شنگول، گرم ونرم وراحت، دوستانه .