چوب بست
معنی انگلیسی
frame-work lattice staging trestle
واژههای انگلیسی با این معنی
- scaffold چوب بست، تلواره، سکو
- staging چوب بست، تخته بندي، روي صحنه (نمايش)
- framework چوب بست، کالبد، استخوان بندي
- framing چوب بست سازي، کالبد، پيکره
- hanging ladder چوب بست دستي، چوب بست متحرک، گاه بست
- scaffold board تخته چوب بست، تخته زير پا
- scaffold clamp گيره چوب بست، بست چوب بست
- trusser چوب بست زننده، بسته، دسته
- articulation wales چوب بست مفصلي
- mason's scaffold چوب بست بنايي
- hanging scaffold چوب بست آويزان، گاهبست
- hoisting structure چوب بست بالابر
- movable scaffold چوب بست باز شو
- scaffold's ladder نردبان چوب بست
- framework for shuttering چوب بست ساختمان
- putlog or lock تير افقي، چوب بست، زير تخته اي
- ladder scaffold نردبان، چوب بست، داربست فلزي
- beam contering داربست، چوب بست
- ledger board تخته افقي روي نرده پلکان يانرده ايوان، تخته کف چوب بست ساختمان.
- putlock تير وتخته روي تخته بندي ساختمان که معماران، پا روي ان ميگذارند، کف چوب بست.
- trestlework تيرها و پايه هاي چوبي و فلزي زير ساختمان يا، پل.، ساختمان متشکل از چوب بست
- stage صحنه، سن، بازي گاه
- groundsill تير پايه، تير تحتاني چار چوب ساختمان، پاي بست