ژلاتین معنی انگلیسی gel gelatin jelly واژههای انگلیسی با این معنی blasting gelatin ژلاتين انفجاري photogelatin process چاپ بوسيله ژلاتين. gelatin sponge absorbable اسفنج ژلاتين قابل جذب، ماده ژلاتيني استريل، قابل جذب blancmange دسرحاوي نشاسته وشير وغيره که ژلاتين مانند، است gelatin دلمه، ژلاتين، سريشم gelatine دلمه، ژلاتين، سريشم gelatinously دلمه، ژلاتين، سريشم gelatinousness دلمه، ژلاتين، سريشم gelatiniform دلمه مانند، بشکل ژلاتين، سريشمي pectic دلمه گياهي، ژلاتين گياهي pectin دلمه گياهي، ژلاتين گياهي vegetable jelly دلمه گياهي، ژلاتين گياهي gelatinize تبديل به دلمه ياژلاتين کردن، تبديل به ژلاتين شدن gelatination دلمه سازي، تبديل به ژلاتين ياسريشم gelatinate دلمه کردن (ياشدن)، تبديل به ژلاتين کردن (ياشدن)