کارد
معنی انگلیسی
carver hack knife
واژههای انگلیسی با این معنی
- straight dagger کارد
- turning tool کارد تراش، رنده
- plaster cutting knife کارد گچبري
- trench knife کارد سنگري
- bread knife کارد نان بري
- knuckle bow (درشمشير) کارد، انگليسي (حائل)
- knuckle guard (د رشمشير) کارد، انگليسي (حائل)
- carving knife کارد گوشت خرد کني
- machete کارد بزرگ و سنگين.، قمه ماهي
- knife-machine ماشين کارد پاک کني
- coulter علف بر - کارد گاوآهن
- back jackknife شيرجه از جلو بصورت کارد
- matchet يکجور کارد بزرگ درامريکا
- shuto لبه کارد مانند دست (کاراته)
- steak knife کارد روميزي داراي تيغه مضرس.
- whittle کارد (بويژه کارد گوشت فروشان)
- billhook نوعي کارد بزرگ که داراي نوک برگشته است.
- parang يکجور کارد غلاف دارکه malay ها بکار مي برند
- knife چاقو، کارد، گزليک
- daggar خنجر، کارد.
- knife rest جاي چاقو، جاي کارد
- knife-rest جاي چاقو، جاي کارد
- cutlery آلات برنده (چون چاقو و قيچي و مانند آنها)، کارد و چنگال
- place setting وسايل ميز غذاخوري، (کارد و چنگال و غيره) براي يک نفر، مقام پشت ميز.