کاسه سر معنی انگلیسی brainpan واژههای انگلیسی با این معنی crania کاسه سر، جمجمه، مغزدان cranium کاسه سر، جمجمه، مغزدان brainpan کاسه سر، جمجمه skull کاسه سر، جمجمه craniography شرح کاسه سر pericranium پوست کاسه سر، پوشش جمجمه، غشا جمجمه craniotomy کاسه سر برداري، جمجمه برداري acranial بدون کاسه ء سر، بي جمجمه . trepan مته اره اي براي سوراخ کردن کاسه سر، سر سوراخ کن calvarium بخش بالايي و گنبد مانند جمجمه، کاسه ي سر، تارک جمجمه craniate جمجمه دار، داراي کاسه سر socket گودال، حفره، خانه