کر معنی انگلیسی child choir choral chorale واژههای انگلیسی با این معنی def کر، ناشنوا، ساکت deaf کر، سنگين گوش، پوک kerr effect اثر کر، پديده کر stone deaf بکلي کر، کرکر kerr magnetooptical effect پديده کر، اثر کر magnetooptical effect پديده کر، اثر کر sourdine صدا کر کن، صدا خفه کن deaf mute کر و لال. deaf-mutism کر - لالي sordet صدا کر کن d. of anear از يک گوش کر sonifer گوشي (براي مردم کر) chorus girl زن جواني که دريک دسته کر ميخواند. muskrat موش ابي، کر موش، خز اين موش. muffled پيچيده، کر شده، دستکش پوش hatched moulding گچ بري که عبارت است ازدورشته خط هاي متوازي که، همديگر راقطع کر unknown quantity مقدارمجهول يانامعلوم، کسيکه کردارش رانتوان پيش بيني کر د astonied گيج، بيحس، کر. stun گيج کردن، بيحس کردن، کر کردن muffler شال گردن، دستکش کلفت، دستکش مشت بازي expectorate ازسينه بيرون کردن، ازشش خارج کردن، تف کردن tympany ورم، گزافه گويي، مبالغه