کرایه ای
معنی انگلیسی
rental
واژههای انگلیسی با این معنی
- conductitious کرايه اي، اجاره اي، مزدي
- hach اسب کرايه اي، درشکه کرايه اي، زحمت
- hippocratism جاره کرايه اي
- hackney-carriage درشکه کرايه اي
- hackney-boat کرجي ياکشتي کرايه اي
- jarvey راننده درشکه کرايه اي، راننده کالسکه ايرلندي
- hackman راننده درشکه کرايه اي
- hackney-man راننده درشکه کرايه اي
- fly-man راننده درشکه تک اسبه کرايه اي
- circulating library کتابخانه اي که کتاب کرايه ميدهد
- CAB درشکه کرايه اي تک اسبه که دوياچهارچرخ، داشته باشد
- hackney-coach کالسکه کرايه اي که شش تن دران مي نشينند
- privilege cab درشگه کرايه اي که حق دارد در جاهاي خصوصي، بايستد
- mesnalty داشتن زمين کرايه اي يا اعطايي از سوي لرد
- taxi اتومبيل کرايه اي مسافربر (که داراي مسافت سنج، است)، تاکسي
- rooming house خانه داراي اپارتمان و اتاقهاي مبله کرايه اي.
- jitney اتومبيل پنج سنتي، اتومبيل کرايه اي که 5 سنت کرايه اناست، ميني بوس يا اتوبوس
- dead carriage کرايه باربري جهت ظرفيت استفاده نشده، کرايه حملي که پرداخت شده ولي استفاده اي، از آن به عمل نيامده
- dead freight هزينه حمل بابت ظرفيت استفاده نشده، کرايه حملي که پرداخت شده ولي استفاده اي، از آن به عمل نيامده
- hackney مال سواري، اسب سواري، فرسوده
- lodging منزل، خانه، بودباش
- rental درآمد ملکي، اجاره بها، مبلغ کرايه
- forwarding merchant کسي که بابت دريافت و رساندن مال التجاره، به صاحب آن، حق الزحمه اي دريافت
- third party lease توافقنامه اي که بوسيله آن يک شرکت مستقل، تجهيزاتي را از سازنده خريده و به استفاده، کننده کرايه مي دهد