کرم مانند معنی انگلیسی wormy واژههای انگلیسی با این معنی vermicular کرم مانند، کرمو، کرم خورده vermiculate کرم مانند، کرم خورده، داراي خطوط کرمي wiggle لوليدن (مانند کرم)، ازاينسو به آن سو پريدن nematode کرمک و کرم گوشت و مانند آنها wormy کرم وار، کرم مانند vermian کرمي، کرم مانند vermiculation کرم خوردگي، ايجاد موج و شيار کرم مانند.، جنبش کرمي lumbricoid شبيه کرم، کرم ديس، کرم مانند