کش معنی انگلیسی breast elastic elastic band rubber band time واژههای انگلیسی با این معنی inelastic بي کش، کش برمدار، بي ارتجاع refractories سر کش، گردن کش، سر سخت refractory سر کش، گردن کش، سر سخت hygroscopic نم کش، رطوبت کش، آبخور pervicacious سر کش، گردن کش، سرسخت straight edge خط کش، لبه مستقيم unyielding سر کش، متمرد، سخت ungovernable سر کش، متمرد canicide سگ کش rake شن کش long suffering رنج کش، رنجبر، زحمت کش flapper مگس کش، مرغ ران، جوجه اردک elastic کش دار، جهنده، قابل ارتجاع tugger يدک کش، کسيکه کوشش وتقلا ميکند، وسيله نقاله . hearse نعش کش، مرده کش، نخل spermatocidal مني کش، داراي قابليت کشتن ياخته هاي نطفه اي. spermatocide مني کش، داراي قابليت کشتن ياخته هاي نطفه اي. spermicidal مني کش، داراي قابليت کشتن ياخته هاي نطفه اي. anthelmintic کرم کش، دافع کرم (روده)، داروي کرم کش bodkin بند کش، سنجاق گيس، ميل cyclograph قوس کش، آلت کشيدن قوس هاي بزرگ murderous آدم کش، قاتل، قتل آميز parenticide پدر کش، مادر کش، قاتل والدين hackster ادم کش، سربر، جنده