کش دادن معنی انگلیسی prolong spin strain stretch واژههای انگلیسی با این معنی featherbed کش دادن کار، کارآفريني بازده گير کردن، بازده گيري کردن prolong دراز (تر) کردن، امتداد دادن، کش دادن overstrain زياد زور آوردن به، فشار زياد بر، خسته کردن stretch دراز کردن، کشيدن، امتداد دادن shortchange مغبون کردن، کمتر پول دادن، کش رفتن snitch خبرکش، دله دزدي کردن، کش رفتن. elastic کش دار، جهنده، قابل ارتجاع