shortchange
UKʃɔːtʃeindʒ
US'ʃɔ:t'tʃeındʒ
معنی فارسی
مغبون کردن کمتر پول دادن کش رفتن کلاهبرداري کردن گوشبري کردن حق کشي کردن
معنی کامل و مثالها
/-chānj´/vt., vi.
● مغبون کردن، (هنگام خرید و فروش) کمتر پول دادن (با دغلکاری)، کش رفتن
the shopkeeper shortchanged me, but I didn't notice
مغازهدار به من کم پول پس داد ولی من متوجه نشدم.
● کلاهبرداری کردن، گوشبری کردن، حق کشی کردن