دیکشنری فارسی

shortchange

UKʃɔːtʃeindʒ US'ʃɔ:t'tʃeındʒ

معنی فارسی

مغبون کردن کمتر پول دادن کش رفتن کلاهبرداري کردن گوشبري کردن حق کشي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-chānj´/vt., vi.

● مغبون کردن، (هنگام خرید و فروش) کمتر پول دادن (با دغلکاری)، کش رفتن

the shopkeeper shortchanged me, but I didn't notice

مغازه‌دار به من کم پول پس داد ولی من متوجه نشدم.

● کلاهبرداری کردن، گوشبری کردن، حق کشی کردن

واژه‌های دیگر با معنی «مغبون کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن