دیکشنری فارسی

shortchange

UKʃɔːtʃeindʒ US'ʃɔ:t'tʃeındʒ

معنی فارسی

مغبون کردن کمتر پول دادن کش رفتن کلاهبرداري کردن گوشبري کردن حق کشي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-chānj´/vt., vi.

مغبون کردن، (هنگام خرید و فروش) کمتر پول دادن (با دغلکاری)، کش رفتن

the shopkeeper shortchanged me, but I didn't notice

مغازه‌دار به من کم پول پس داد ولی من متوجه نشدم.

کلاهبرداری کردن، گوشبری کردن، حق کشی کردن

واژه‌های دیگر با معنی «مغبون کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن