کشمش معنی انگلیسی plum raisin واژههای انگلیسی با این معنی raisin کشمش plum cake کيک کشمش دار straw wine شراب شيرين کشمش. panettone کيک کشمش و ميوه ي خشک mincemeat قيمه آميخته با کشمش وبرخي چيزهاي ديگر mince pie کلوچه اي که قيمه آميخته با کشمش و شيريني در، آن ميريزند، سنبوسه gorp آميزه اي از کشمش و مغز گردو و بادام و شکلات lousewort مويزک، کشمش کولي currant مويز، کشمش بيدانه muscatel انگور مشک، کشمش انگور مشک Plum الو، گوجه، کشمش پلويي plumbable الو، گوجه، کشمش پلويي sultana زن يا مادر يا دختر سلطان، خانم يا مترس سلطان، يکجور کشمش بيدانه