کف زدن معنی انگلیسی acclamation applaud clap handclap واژههای انگلیسی با این معنی pandy به کف دست چوب زدن، چوب زني resole دوباز کف دوختن يا زدن، ته دوزي کردن، کف تازه approval by acclamation تصويب به وسيله کف زدن و ابراز احساسات، اين گونه تصويب زماني مصداق پيدا مي کند، که مخالف جدي وجود نداشته باشد و طبعا" cuff سردست - سرآستين - مست - کف دستي زدن - مشت زدن acclaim تحسين کردن، کف زدن، آفرين گفتن applaud آفرين گفتن، کف زدن، دستک زدن applause تحسين، کف زدن، هلهله clap چپه زدن، دست زدن، کف زدن ferule خيزران، چوب، کف دستي زدن plaudit هلهله، صداي افرين، فرياداحسنت floor کف اطاق، زمين، فرش lather کف صابون، کف يا عرق اسب، شلاق زدن gun butt ته تفنگ، قنداق تفنگ، ضربه زدن با قنداق تفنگ sparkle برق زدن، تلئلئوداشتن، جرقه دادن effervesce جوش زدن، حباب درست کردن، کف کردن