کفل معنی انگلیسی breech buttock hip seat واژههای انگلیسی با این معنی toby کفل، سرين، لنبر buttock کفل، سرين اسب، جفته hurdies کفل، لنبر، دمبليچه . podex کفل، دمگاه nates کفل uropygium دم کفل croup کفل اسب، صاغري pratfall روي کفل افتادن، امر توهين اميز. aitch-bone استخوان کفل (گاو) natchbone استخوان (کفل) گاو steatopygia بزرگي وفربهي کفل زنان. steatopygic (درمورد زن) داراي کفل بزرگ، داراي کفل تاقچه دار. steatopygous (درمورد زن) داراي کفل بزرگ، داراي کفل تاقچه دار. haunch گرده، کفل، سرين backside سرين، کفل، پشت derriere سرين، کفل، پشت posteriors سرين، کفل، دبر swell butted داراي ته گنده، داراي کفل بزرگ. pygidium دم، ساختمان دم و کفل. rump دمگاه، دمبليچه، کفل glutei ماهيچه سرين، سرين، کفل gluteus ماهيچه سرين، سرين، کفل huckle چاربند، گرده، کفل crupper پاردم، افساردم، کفل اسب