pygidium معنی فارسی دم ، ساختمان دم و کفل. معنی کامل و مثالها /pī jid´ē ǝm/n., pl.● (سخت پوستان و حشرات) کفل واژههای دیگر با معنی «دم» edge دم، لب، کنار tail دم، دنبه، دنباله instant دم، ان، لحظه breath دم، نفس، نسيم choke d. دم، گاز خفه کننده halitus دم، نفس، بخار fire-damp دم، گاز deme دم salientian بي دم، جهشگر، وابسته به بيدمان bobtail دم کل، اسب دم کل، سگ دم کل