choke d. معنی فارسی دم گاز خفه کننده واژههای دیگر با معنی «دم» edge دم، لب، کنار tail دم، دنبه، دنباله instant دم، ان، لحظه breath دم، نفس، نسيم pygidium دم، ساختمان دم و کفل. halitus دم، نفس، بخار fire-damp دم، گاز deme دم salientian بي دم، جهشگر، وابسته به بيدمان bobtail دم کل، اسب دم کل، سگ دم کل