کلاف معنی انگلیسی coil واژههای انگلیسی با این معنی cradling کلاف، چهارچوب hank کلاف، حلقه skein کلاف، دسته idle turn کلاف مرده، دور آزاد battery cradle کلاف باتري free-legged بدون کلاف پا در مسابقه اسبدواني mud sill ته بندي، کلاف، پايه تبر پي shackle پابند، کلاف، شکال hasp چفت، کلاف، چفت کردن frame of hachsaw کمان اره چکي، کلاف اره چکي trammel يکجوردام ياتور، پا بند، کلاف fetterlock پابند، بخو، کلاف filature نخ کشي، ابريشم پيچي، کلاف کني gelatinizing اهنگ، مقام، جاي نگين setting اهنگ، مقام، جاي نگين cradle گهواره، مهد، چارچوب