کور
معنی انگلیسی
blind eyeless sightless
واژههای انگلیسی با این معنی
- blind کور، نابينا، تاريک
- sightlessness کور، نابينا، تاريک
- glass eyed کور، بي حالت.
- solid dam سد کور، سد بي دررو
- purblind نيم کور، تارچشم، نيم کور کردن
- sand blind نبم کور، تار چشم، کند کودن
- color blind رنگ کور، فاقد حساسيت نسبت برنگ.
- colorblind رنگ کور، کور رنگ، بيتعصب
- snow blindness برف کور، برف کوري.
- night eyed روز کور، شب بين
- blind rivet پرچ کور
- blind valley کور دره
- dead eye گره کور
- scoterythrous سرخ کور
- instrument landing فرود کور، فرود با استفاده از دستگاههاي، کنترل هواپيما و برج مراقبت
- cecum روده کور، اعور.، بخش کيسه مانند اندام يا مجرا
- dummy roll غلطک کور، نورد کور
- blind nut مهره کور
- blind spot نقطه کور
- blind stiteh کور نخبه
- blindfish ماهي کور
- caecum روده کور
- ceca روده کور
- cecal روده کور