کوفته معنی انگلیسی beaten black-and-blue loaf run-down واژههای انگلیسی با این معنی bruise کوفته کردن، له کردن، کوبيدن quenelle کوفته ريزه worn out خسته و کوفته، زهوار در رفته، کهنه . fish-ball کوفته ماهي وسيب زميني headcheese کوفته ي کله پاچه ي خوک croquette کوفته برنجي باسيب زميني gnocchi کوفته ي آرد يا سيب زميني با سس مخصوص rissole کوفته گوشت يا ماهي که باخميرنان سرخ کنند، کوفته، کلوچه فيمه دار meatball قيمه ريزه، کوفته ي گوشتي، کوفته قلقلي wayworn خسته و مانده در اثر سفر، خسته و کوفته . contuse کوفتن، ضربت زدن، کوفته کردن spent بي رمق، نيروي خود را از دست داده، از پا درامده livid سربي رنگ، کبود، کبودشده