کوه
معنی انگلیسی
mount mountain
واژههای انگلیسی با این معنی
- mount کوه، تپه، بر آمدگي
- mountable کوه، تپه، بر آمدگي
- koa کوه
- mountain کوه
- ice berg کوه يخ، آدم بي عاطفه
- rangier کوه دار، کوهستاني، (درازو) باريک
- rangiest کوه دار، کوهستاني، (درازو) باريک
- rangy کوه دار، کوهستاني، (درازو) باريک
- spindling کوه دار، کوهستاني، (درازو) باريک
- nebo کوه نبو
- alp کوه بلند، قله بلند
- mountaineering کوه گردي
- orologist کوه شناس
- Shasta کوه شستا
- Sinai کوه سينا
- venusberg کوه ونوس
- orogeny پيايش کوه، تکوين جبال
- caucasus کوه قفقاز، کوه قاف
- f.of mountain دامنه کوه، پاي کوه
- alpinist کوه نورد.
- Carmel کوه کارمل
- Elbert کوه البرت
- Fairweather کوه فرودر
- Foraker کوه فورکر