کژ معنی انگلیسی bent circuitous crooked diagonal silk واژههای انگلیسی با این معنی cushaw کدوي کژ گردن teratology کژ ريختي شناسي floss کج، کژ، ابريشم خام cashaw رجوع شود به cushaw، کدوي کژ گردن raw silk ابريشم خام، خامه، کژ hammertoe شست کژي، شست چمبري، کژ شست cockeyed چپ، يک وري، کج zig خم، زاويه، پيچش teratogen عامل ناقص کننده ي جنين، ديو رويانساز، ديوديسگر maladjusted ناسازگار، بي توافق، دژسازگار geek بازيگري که نقشهاي زننده و مشمئزکننده ايفا، ميکند، آدم عجيب وغريب Mephistopheles ديوي که در يکياز افسانه هايآلمانيذکر، شده است، آدمديو خو sectorial بخشي، مربوط به قطاع دايره، برش