گذارنده معنی انگلیسی layer واژههای انگلیسی با این معنی reefer تو گذارنده، پيچنده contradistinctive فرق گذارنده، متمايز hypothecator رهن گذارنده investor سرمايه گذارنده، دهنده، اعطا کننده eponymous نام گذارنده برملت يا کشور يا طايفه اي denominator مخرج، نام گذارنده senescent پير (شونده)، پابسن گذارنده intervener مداخله کننده، پاميان گذارنده، بميان اينده ingravescent سخت تر شونده، رو بشدت گذارنده، افزاينده decrescent کاهنده، روبنقصان گذارنده devisor مورث، بارث گذارنده باوصيت innovative بدعت اميز، ابداعي، بدعت گذارنده innovatory بدعت اميز، ابداعي، بدعت گذارنده pickler خيار ترشي، پيازترشي، سبزي ترشي originative مبتکر، ايجاد کننده، پديدآورنده