گذشته از معنی انگلیسی apart beyond past واژههای انگلیسی با این معنی beyoned the pale از حد گذشته self devoted از خود گذشته . age of moon تعداد روزهاي گذشته از ماه جاري، چندمين روز ماه shell back دريانوردي که از خط استوا گذشته باشد، (دريايي) couldst سوم شخص مفرد از زمان گذشته ي فعل: can wouldst دوم شخص مفرد در زمان گذشته از فعل: will aside from قطع نظر از، گذشته از self giving فداکار، از خود گذشته . adside from بعلاوه، صرفنظر از اينکه، گذشته از اين. Myrmidon يکي از اهالي جنگجوي thessaly که در، جنگ troy پادشاه خود را پيروي کردند، فرمانبر از جان گذشته due out خاتمه يافته، گذشته، عمر قانوني تمام شده beside پهلوي، کنار، دربر greathearted شجاع، پردل، دلير small circle دايره صغيره سماوي (دايره اي که از محيط، زمين گذشته ولي مرکز آن مرکز زمين نيست) overdue دير رسيده، دير آمده، از موقع ديرترآمده forbye نزديک، از نزديک، از پهلوي forby نزديک، از پهلوي، جز formerly پيشتر، سابقاً، پيش از اين foreby نزديک، از پهلوي، جز