گردونه
معنی انگلیسی
dolly drum wheel
واژههای انگلیسی با این معنی
- vehicle گردونه، وسيله نقليه، ناقل
- carrousel گردونه، چرخ فلک.
- vehicular گردونه اي، هه اي
- memory drum گردونه ياد
- motor car گردونه خودرو، اتوموبيل
- jinrikisha گردونه ادم کش، گردونه دوچرخه اي، که يک ياچندمردانراميکشند
- activity wheel گردونه فعاليت
- color wheel گردونه رنگ آميزي
- smoked drum گردونه ثبت کننده
- rolling stock گردونه هاي ريل دار، نواقل
- barque يکجور گردونه چهارچرخه
- landaulet n گردونه کوچکي که پوششي دارد
- hansom گردونه دوچرخه که دوتن توي ان، مينشينندوراننده ان پشت سرانهاسو
- wagonette گردونه چهار چرخه يک يا چند اسبه، واگنکوچک.
- motor vehicle گردونه موتوري :اتومبيل ومانندان
- ralliear يکجور گردونه سبک دوچرخه وچهارنفري
- ferris wheel گردونه صندلي دار مخصوص تفريح وچرخ زدن، اطفال وغيره، چرخ فلک.
- porte cochere در بزرگ براي دخول گردونه هابحياط خانه، در گردونه ور
- motorize بجاي گردونه هاي اسبي داراي گردونه هاي، موتوري کردن
- jinny سرازيري براي غلتيدن گردونه هاي باردار، غلتگاه
- flying ambulance گردونه تندروبراي بردن زخم خوردگان جنگ
- traction engine لوکوموتيوي که گردونه هارادرجاده هاي بي، ريل مي کشد
- four-in-hand گردونه چهاراسبه که يک راننده داشته باشد
- waggonette گردونه چهار چرخه که يک يا چند اسب آنرا مي، کشد...دارد، واگنچه