گریزنده معنی انگلیسی absconder evader واژههای انگلیسی با این معنی fugitive گريزنده، گريخته، فراري absconder گريزنده، فراري centrifugal گريزنده از مرکز dedger مهاجم گريزنده (لاکراس) fugacious زودگذر، ناپايدار، گريزنده evasive طفره اميز، بهانه اميز، گريزنده fleer ريشخند، خنده نيشي، تمسخر mercurial سيمابي، جيوه اي، سيماب دار