گزارش کردن معنی انگلیسی report واژههای انگلیسی با این معنی relate گزارش کردن، شرح دادن، نقل کردن stet processus گزارش اصلاحي تنظيم کردن، ترک دعوي کردن read خواندن، تعبيرکردن، گزارش کردن readableness خواندن، تعبيرکردن، گزارش کردن account (.vt.& vi): شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن