گزافه معنی انگلیسی absurd extreme overweening واژههای انگلیسی با این معنی braggadocio ادم لافزن، گزافه گو، متظاهر braggart لافزن، گزافه گو، رجز خوان tympany ورم، گزافه گويي، مبالغه pitchman دستفروش اشياي تفنني و جديد، فروشنده ي گزافه گو، فروشنده ي چاخان و سمج bigmouthed دهنگشاد، صدا بلند، گزافه گوي understate حقيقت را اظهار نکردن، دست کم گرفتن.، از مبالغه خودداري کردن bullshit چرند، چرت و پرت، سخن پوچ