گسیختن معنی انگلیسی rupture واژههای انگلیسی با این معنی interrupt گسيختن، بريدن، قطع کردن interruptor گسيختن، بريدن، قطع کردن bond rupture گسيختن پيوند disjoin جداکردن، ازهم گسيختن، جداشدن disrupt ترکانيدن، سواکردن، گسيختن disruptor ترکانيدن، سواکردن، گسيختن rupture گسيختگي، قطع، شکستگي