گنبد
معنی انگلیسی
dome shell
واژههای انگلیسی با این معنی
- dome گنبد، گنبدزدن (روي)، گنبدنماکردن
- cupola گنبد، قبه، سقف گردياگنبدي
- half-dome نيم گنبد
- semidome نيمه گنبد.
- pendentive dome گنبد آويخته
- concha گنبد نيم گرد، گودي لاله گوش
- spherical dome گنبد دور تمام
- calvarium بخش بالايي و گنبد مانند جمجمه، کاسه ي سر، تارک جمجمه
- cabochon جواهري که به صورت کوژ و گنبد مانند، تراشيده شده باشد، سبک کوژ تراشي جواهر
- geodesic dome (معماري جديد) گنبد متشکل از سطوح هندسي.
- vault طاق، گنبد، گنبد
- stupa کلاله بافتهاي حصيري، گنبد، گنبد مقبره .
- testudinate مانند کاسه سنگ پشت، گنبد مانند، لاک پشت.
- astrodome نيم کره فلکي، گنبد رصدخانه
- louvre بادگير، گنبد روزنه دار، (براي روشنايي يادودکش)
- crystal ball آنتن رادار، گنبد آنتن رادار، آنتن صفحه تصوير رادار
- ovenbird مرغ مورچه خوار، انواع پرندگان که لانه ي گنبد مانند ميسازند به، ويژه Seiurus aurocapillus که بومي
- tomb گور، ارامگاه، قبر
- M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو