گند معنی انگلیسی execrable malodorous infection rank shitty stench stink testicle واژههای انگلیسی با این معنی putrid smell گند، بوي تعفن Gond گند pong بوي گند، بوي گند دادن malodorant گند گاز odorant گند گاز warning agent گند گاز septicemia گند خوني، عفونت خون بوسيله ارگانيسم هاي چرکي. mephitically بوي بد، گند، دمه بد بو mephitis بوي بد، گند، دمه بد بو grotty ارزان و کثيف، گند fetor بوي بد، گند stench بوي بد، گند stink بوي بد، گند sterilant سترون ساز، گند زدا halitosis تنفس بدبو، گند دهان. suffumigate دود دادن، گند زدايي کردن aseptic ضدعفوني، بي آلايش (از ميکروب يا عفونت)، پاک fetid گنديده، بدبو، متعفن