گوشت خوک
معنی انگلیسی
pork
واژههای انگلیسی با این معنی
- pork گوشت خوک
- westphalian ham گوشت دودزده خوک.
- sowbelly گوشت خوک نمک زده .
- trichina کرم (انگل) گوشت خوک
- rasher قاش نازک از گوشت خوک
- Spam کنسرو گوشت خوک کوبيده
- bacon گوشت خوک نمک زده وخشک کرده
- trichinous مربوط به کرم انگل گوشت خوک.
- trichinosis الودگي باتريشين يا کرم گوشت خوک.
- chorizo سوسيس گوشت خوک با فلفل و سير و غيره
- pork pie کلوچه اي که داراي قيمه گوشت خوک باشد
- cuchifrito قطعه ي کوچکي از گوشت خوک که ابتدا در آرد، و تخممرغ فرو کرده و سپس سرخ ميکنند
- larding-pin سيخي که باآن پيه خوک را لاي گوشت ميگ ذارند
- pork butcher خوک کش، گوشت خوک فروش
- lard vt با قيمه خوک پرکردن، گوشت خوک لاي گذاشتن، آرايش دادن
- andouille کالباس شکمبه و روده ي خوک، کالباس دودي گوشت خوک
- cracknel يکجورکلوچه خشک وترد، گوشت خوک سرخ شده وخشکيده
- salami سوسيک نمک زده، گوشت خوک ويا گوشت گاو خشک شده .
- BLT مخفف:، ساندويچ گوشت خوک و کاهو و گوجه فرنگي
- pig خوک، گراز، خوک بچه
- jowl ارواره، ارواره زيرين، گونه
- ham گوشت ران، ران خوک که نمک زده وخشک کرده باشند، پشت زانو
- daisy ham قسمتي از گوشت يا استخوان دود داده شانه، خوک.