یاد معنی انگلیسی memory mind recall recollection remembrance واژههای انگلیسی با این معنی mneme ياد، حافظه، ردياد memory trace رد ياد note ياد داشت، مامه غير رسمي يا کوتاه، سند festschrift ياد نامه، يادبود نامه، کتاب بزرگداشت annotation ياد داشت، حاشيه، تفسير reminder ياد داشت، ياداوري نامه، تذکاريه bordereau ياد داشت eidetic memory ياد روشن factum ياد داشت memory illusion خطاي ياد memory image تصوير ياد amensic ياد زدايشي amnestic ياد زدايشي ecphoria ياد انگيزي memory drum گردونه ياد learnable ياد گرفتني. memory span فراخناي ياد immemorial ياد نياوردني، بسيار قديم، خيلي پيش take oath قسم ياد کردن، سوگند ياد کردن memory afterimage رد تصوير ياد instructive چيز ياد دهنده، دانش اموز، تعليم اميز writing pad دسته ياد داشت، زير دستي، زير مشقي notelet ياد داشت کوچک، ياد داشت کوتاه remind me OFit ياد من بياوريد، ان موضوع را بخاطرمن بياوريد