یک جور معنی انگلیسی like same واژههای انگلیسی با این معنی nainsook يک جور چيت نازک bigaroon يک جور گيلاس درشت homogenate ابگونه يا ماده يک جنس يا يک جور شده . marmolite يک جور سنگ سماق ورقه ورقه که رنگ آن کمي، سبز است following my lead يک جور بازي که هر بازيکن را وادار ميکنند، هرکاري که استاد کرد او نيز بکند shag موي زبر، موي کرک شده، موي درهم وبرهم same همان، يک، يکسان such چنين، يک چنين، اين گونه