دیکشنری فارسی

Diaspora

USdaı'æspərə

معنی فارسی

پراکندگي

يهوديان سرگردان ، يهوديانپراکنده

جاهايي که يهوديان پراکنده بدان کوچ کردند

معنی کامل و مثال‌ها

/dī as´pǝ rǝ/n.

● (تاریخ یهود) پراکندگی (پراکندگی یهود پس از اسارت در بابل)، سرگردانی یهود، دیاسپورا

● یهودیان سرگردان، یهودیان پراکنده

● جاهایی که یهودیان پراکنده بدان کوچ کردند

● (حرف کوچک - هر گونه پراکندگی مردم هم زبان یا هم ایمان) پراکندگی، آوارگی، بی‌جانمانی

the Armenian diaspora started a few centuries ago

پراکندگی ارمنی‌ها از چند قرن پیش آغاز شد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the body of Jews (or Jewish communities) outside Palestine or modern Israel
  2. the dispersion or spreading of something that was originally localized (as a people or language or culture)
noun
  1. the dispersion of the Jews outside Israel; from the destruction of the temple in Jerusalem in 587-86 BC when they were exiled to Babylonia up to the present time

واژه‌های دیگر با معنی «پراکندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن