scatteration معنی فارسی پراکندگي افتراق تشتت معنی کامل و مثالها /skat´ǝr ā´shǝn/n.● پراکندگی، افتراق، تشتت واژههای دیگر با معنی «پراکندگي» Diaspora پراکندگي، يهوديان سرگردان، يهوديانپراکنده dispersion پراکندگي، انتشار، پراکنده سازي strewment پراکندگي، بهم ريختگي، اشفتگي. dispersal پراکندگي، پراکنده سازي dispersion pattern شکل پراکندگي، مستطيل پراکندگي، طرح پراکندگي light scattering پراکندگي نور longitudinal dispersion پراکندگي طول center of dispersion مرکز پراکندگي، مرکز مستطيل پراکندگي گلوله ها aprosexia پراکندگي حواس bragg scattering پراکندگي براگ