دیکشنری فارسی

PRO

USprəu

معنی فارسی

براي در باره در حق دليلموافق برله منباب شخصموافق

معنی کامل و مثال‌ها

مخفف: اداره‌ی روابط عمومی، کارمند اداره‌ی روابط عمومی

ریشه و کاربرد

ریشه

Shortened form of 'professional'.

مثال

  • He is a pro at playing the guitar.
  • The company hired a marketing pro to improve their sales.
  • She is a pro in the field of medicine.

ترکیب‌های رایج

Marketing pro Golf pro Tennis pro Pro athlete

تعریف انگلیسی

adverb
  1. an athlete who plays for pay
  2. an argument in favor of a proposal “a pro vote”

واژه‌های دیگر با معنی «براي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن