afore
UKəfɔːrimenʃənd
معنی فارسی
پيش قبل جلو
معنی کامل و مثالها
/ǝ fôr´/adv., prep., conj.
● (محلی) قبل، از پیش
پيش قبل جلو
/ǝ fôr´/adv., prep., conj.
● (محلی) قبل، از پیش
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن