دیکشنری فارسی

afoul

UKəfaul USə'faul

معنی فارسی

بهم خورده مصادم گرفتار دچار

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ foul´/adv., adj.

● گور خورده (مثل گره طناب و غیره)، در هم گیر کرده، گوریده

* to run (or fall) afoul of

1- گور خوردن (مثل گره یا طناب و غیره) در هم گیر کردن، به هم تاب خوردن، گوریدن

the fishing lines ran afoul of each other

طناب‌های ماهیگیری در هم گوریده شدند.

2- برخورد پیدا کردن، اختلاف پیدا کردن با، رو در رو شدن

he ran afoul of the bureau chief and was fired

با رئیس دفتر نساخت و بیرونش کردند.

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the Middle English term 'foul', meaning 'dirty' or 'impure'. The prefix 'a-' is used to indicate a state or condition.

مثال

  • The ship ran afoul of the reef.
  • He fell afoul of the law.
  • The project ran afoul due to lack of funding.

ترکیب‌های رایج

Run afoul Fall afoul Come afoul

تعریف انگلیسی

adjective
  1. especially of a ship's lines etc “with its sails afoul” “a foul anchor”

واژه‌های دیگر با معنی «بهم خورده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن