دیکشنری فارسی

dislocated

UKdisləkeitid US'dısləukeıtıd

معنی فارسی

در رفته جابجاشده ازمفصل درامده بهم خورده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. separated at the joint “a dislocated knee” “a separated shoulder”

واژه‌های دیگر با معنی «در رفته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن