دیکشنری فارسی

agoing

معنی فارسی

روان رونده درحرکت داير

مترادف‌ها

adverb
In motion, moving, in operation, at work, in action.

واژه‌های دیگر با معنی «روان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن