دیکشنری فارسی

profluent

معنی فارسی

روان جاري ريزنده

معنی کامل و مثال‌ها

/präf´lōō ǝnt/adj.

جاری، سرشار، پرآب

واژه‌های دیگر با معنی «روان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن