دیکشنری فارسی

voluble

UKvɔljubl US'vɔljəbəl

معنی فارسی

روان سليس چرب ونرم زبان آور چرب زبان حراف ترزبان

معنی کامل و مثال‌ها

/väl´yōō bǝl/adj.

● پرحرف، حراف، وراج

● چرب‌زبان، دارای زبان چرب و نرم

● (نادر) چرخان (به دور محور)، گردان

● (گیاه) پیچ، پیچان

تعریف انگلیسی

adjective
  1. marked by a ready flow of speech “she is an extremely voluble young woman who engages in soliloquies not conversations”

مترادف‌ها

adjective
1. Rolling.
2. Nimble, active.
3. Fluent, glib, loquacious, talkative, of a ready tongue, ready in speech, nimble of speech.
4. (Botany) Twining, volubile.

واژه‌های دیگر با معنی «روان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن