voluble
UKvɔljubl
US'vɔljəbəl
معنی فارسی
روان سليس چرب ونرم زبان آور چرب زبان حراف ترزبان
معنی کامل و مثالها
/väl´yōō bǝl/adj.
● پرحرف، حراف، وراج
● چربزبان، دارای زبان چرب و نرم
● (نادر) چرخان (به دور محور)، گردان
● (گیاه) پیچ، پیچان
مترادفها
adjective
1. Rolling.
2. Nimble, active.
3. Fluent, glib, loquacious, talkative, of a ready tongue, ready in speech, nimble of speech.
4. (Botany) Twining, volubile.